خانه » مقالات » درباره کودکان خیابانی

درباره کودکان خیابانی

شناسه خبر : 1000042

درباره کودکان خیابانینی نگاهی به پدیده کودک خیابانی همه ی کودکان حق دارند از شراط خوب زندگی برخوردار باشند . حق دارند بازی کنند؛ آموزش ببینند تا شرایط مناسب شکوفایی توانایی ها و رشد جسمی و معنوی و اخلاقی و اجتماعی آنها فراهم گردد. ماده ۲۷ پیمان نامه حقوق کودک مقدمه: همه ی ما هر روز در معابر و خیابانها شاهد حضور کودکانی هستیم که با ظاهری ژولیده و غبارآلود به دست فروشی ؛ تکدی و… مشغولند.سماجت آنها در تحریک احساسات ما آنقدر آزار دهنده است که مظلومیتشان را تحت ااشعاع قرار میدهد. این عارضه ی شوم منحصر به کشور ما نیست.از کوچه های غبار آلود افغانستان تا خیابانهای پرزرق و برق نیویورک این پدیده ی شوم در سراسر پهنه ی گیتی به نام کودک خیابانی شناخته شده است و معمولترین آسیب اجتماعی است که تقریبا نتایج یکسان و دقیقا مشابهی دارد. فقر والدین ؛ طلاق ، مرگ و اعتیادشان بستر آشکار ساز این آسیب است و خیابانها برای این سرمایه های ملی به مانند دانشگاهی است که آزمون ورودی آن دله دزدی ، وقاحت و سماجت است و دوران تخصصی آن در مراکز کانون اصلاح و تربیت و نهایتا زندانهاست. بی‌شک اندیشه مطالعه و بررسی کودکان خیابانی در سال های گذشته اذهان کارشناسان مسائل اجتماعی را مشغول نموده است. کودکان فقیر دارای خانواده یا بدون خانواده که در خیابان‌ها، ایستگاه‌های راه‌آهن، و سایر مراکز تجاری زندگی می‌کنند، بخشی از جامعه بشری هستند که پرداختن به آن، جلوگیری از شروع آسیب‌های اجتماعی است درب ورودی اتاقهای دادگاه کودکان خیابانی را میبینید که به جرمهای پیش پا افتاده ای چون خربزه دزدی ؛ کف زنی و همانند آنها دستبند به دست و ردیف به ردیف نشسته اند و منتظر ورود به ندامتگاه ها هستند.نوجوانان مجرمی که محرومیت توام با بی عدالتی و نبود دنیای امید بخش آنان را به انجام جرمهایی چه بسا غیر هوشمندانه کشانده است.مجرمان کوچک ممکن است مجرمان پرسابقه و جنایتکاران بعدی باشند. آگاهی جامعه نسبت به پدیده ی کودک خیابانی امری است لازم چرا که موج کودکان خیابانی بزودی از حالت کودکی خارج شده و تبدیل به جوان خیابانی شده و جوان خیابانی به مانند بمب است.کودک خیابانی به عنوان گروهی از کودکان جامعه است که با توجه به شرایط خاص سنی خود در حال گذراندن دوران بلوغ و بحران هستند.اینان نیازمند حمایت جدی بیشتر والدین هستند ولی از انجا که به دلایل گوناگون از حمایت والدین محروم هستند در خیابانها رها شده و آمادگی لازم برای کسب هر نوع آسیب پذیری را دارند. کودکان خیابانی children street همه ما در زندگی روز مره با کودکانی سروکار داریم که در خیابانها دستفروشی میکنند یا به انواع مختلف به تکدی گری مشغولند. وجود این کودکان درجامعه ما نشان از آسیبهایی دارد که که معمولا در خانواده شکل گرفته و به تدریج وضعیتی را سبب میشود که کودکانی که در این سن نیاز به بهره مندی از امکانات رفاهی و آموزشی مربوط به خود را دارند دچار مشکلات مختلفی میشوند از جمله انجام کارهای سخت و زیان آور یا دوری از خانواده و محروم بودن از مهر و محبت خانواده ، بازماندن از تحصیل ، بیماریهای جسمی و مشکلات بیشمار دیگری که در برخی موارد با افتادن در دام گروههای سازمان یافته تبهکاری به مراتب تبعات بدتر و بیشتری گریبانگیر آنان میشود . یکی از موضوعات و یا به عبارت بهتر گروههای هدف در مددکاری اجتماعی موضوع کودکان خیابانی میباشد . در این نوشتار سعی شده تا اطلاعاتی هرچند مختصر در مورد کودکان خیابانی ارائه شده و همچنین به برخی از وظایف و نقشهای مددکاران اجتماعی در مواجه با این مسئله اجتماعی اشاره شود. در مورد کودکان خیابانی تعاریف مختلفی ارائه شده است . کودک : بر اساس ماده ۱ پیمان نامه حقوق کودک و سازمان یونیسف به افرادی اطلاق میشود که کمتر از ۱۸ سال سن دارند . کودک خیابانی : به کودکانی اطلاق مشود که در شهرهای بزرگ برای ادامه بقای خود مجبور ار و زندگی در خیابان هستند. ۲ – بر اساس تعریفی دیگر این کودکان در ۳ گروه اصلی زیر تقسیم میشوند . – کودک خیابانی (street children) به کودکانی میگویند که در خیابان زندگی میکنند و بدون حمایت خانواده یا بستگان خود ؛ سعی دارند از خودشان مراقبت کنند. این کودکان حدود ۵% کودکان خیابانی را تشکیل میدهند . – کودکان خیابانی children on the street این کودکان درواقع کودکان شاغل در خیابان هستند که برای کسب درآمد برای خانواده در خیابان کار میکنند . میزان ارتباط این کودکان با خانواده متفاوت است و ممکن است این ارتباط روزانه و یا در حد چند بار در سال باشد اما به هرحال احساس تعلق به خانواده دراین کودکان وجود دارد . اینان به حمایت و بقای خانواده خود از لحاظ اقتصادی کمک میکنند. اینان به اصطلاح نان آوران کوچک خانه هستند.اینها در بیشتر خانواده ها سپر بلای خانواده ی خویش میشوند و طعمه ی گرگ های خیابانی اند . گرگ های خیابانی که از اینها در توزیع مواد مخدر و… استفاده میکنند. – کودکان خیابان children of the street این کودکان گروه کوچکتر از کودکان خیابانی را تشکیل میدهند ، اما مشکلات پیچیده تری دارند . برای این کودکان خیابان به منزله خانه است وآنها در خیابان در پی سرپناه و غذا هستند و دیگر افراد خیابانی برای آنان حکم خانواده را دارند . این افراد یا سرپرستی ندارند و یا در صورت داشتن خانواده ، به دلیل مسائل مختلف ، زندگی در خیابان برایشان امن تر از زندگی در خانه است . کودکان رها یا طرد شده نیز گاهی به عنوان گروهی مجزا مطرح میشوند ، اما نظر به اینکه در خیلی از موارد بازگشتی ندارند و در مدت کوتاهی به کودکان خیابان بدل میشوند ، در بعضی تقسیم بندیها جزئ گروه کودکان خیابان محسوب میشوند.که ۵% کودکان خیابانی را تشکیل میدهند. . بطور کلی تعاریف مختلف دارای سه جزئ مشترک میباشند ۱ – این کودکان وقت زیادی را در در خیابان زندگی یا سپری میکنند. ۲ – خیابان منبع معاش کودکان است . ۳ – از آنها بطور شایسته و مطلوب توسط بزرگترها نگهداری نمیشود . هم اکنون در کشور ما دسته بندی کودکانی که در خیابان حضور دارند به صورت زیر است : ۱ – کودکان بدسرپرست ۲ – کودکان بی سرپرست ۳ – کودکان بزهکار ۴ – کودکان کار ۵ – کودکان اتباع بیگانه که خود در سه گروه قرار میگیرند : – اتباع بیگانه دارای کارت یا برگ اقامت از مراجع قانونی و صاحب صلاحیت – اتباع بیگانه فاقد کارت یا برگ اقامت از مراجع قانونی و صاحب صلاحیت – کودکانی که پدرانشان از اتباع کشورهای بیگانه بخصوص افغانستان و مادرانشان ایرانی بوده ، ولی چون ازدواجشان ثبت نشده است شناسنامه ندارند . ۶ – کودکان مبتلا به بیماریهای صعب العلاج یا کودکان روانی یا معلول ۷ – کودکانی که با پدر خود زندگی میکنند ۸ – کودکانی که با مادر خود زندگی میکنند . ۹ – کودکانی که با خواهر یا برادر خود زندگی میکنند ۱۰ – کودکانی که با ناپدری یا نامادری یا قیم خود زندگی میکنند دسته بندی فوق شامل همه کودکانی است که در خیابان زندگی میکنند آمار کودکان خیابانی در ایران در آمار غیررسمی که در همایش چشم اندازی بر آموزش و پرورش کودکان در سال ۱۳۸۱ ارائه شد تعداد کودکان خیابانی در تهران ۳۵ هزار نفر و در سطح کشور یک میلیون و دویست هزار کودک اعلام شد . شایان ذکر است که عدم امکان دستیابی به میزان دقیق کودکان خیابانی عمدتا به خاطر زندگی پنهان ، جابجایی آنان و متغیر بودن تعداد آنان در زمانهای مختلف میباشد . افزایش میزان کودکان خیابانی در سالهای اخیر نه تنها تهران بلکه شهرهای دیگر ایران از جمله شهر زیارتی مشهد را نیز در برگرفته است . در حال حاضر در کشور سازمان بهزیستی کشور مسئول ساماندهی کودکان خیابانی است که با همکاری نهاد ها و سازمانهای دیگر از جمله نیروی انتظامی ، شهرداری ، استانداری ، دادگستری ، آموزش و پرورش ، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی ، آموزش فنی و حرفه ای این وظیفه را انجام میدهد . سازمان بهزیستی از سال ۱۳۷۸ مراکز تشخیص و جایگزینی و طبقه بندی کودکان خیابانی را در کشور از طریق دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی تاسیس کرده است . شهرداری تهران نیز از سال ۱۳۷۸ با تاسیس خانه های سبز و ریحانه در این کار فعالیت داشته است که از اواسط سال ۱۳۸۱ این مراکز به سازمان بهزیستی تحویل داده شدند . فعالیت تشکلهای غیر دولتی در کشور در این زمینه تا کنون فراگیر و جدی نشده است سن کودکان خیابانی نکته ای که در اینجا باید به آن اشاره کرد این است که سن کودکان خیابانی را کمتر از هجده سال در نظر میگیرند چون بر اساس ماده یک پیمان نامه حقوق جهانی ، کودک را زیر هجده سال میدانند ، مگر اینکه بر اساس قانون ملل که قابل اعتماد باشد سن قانونی کمتر تعیین شده باشد . علل بوجود آمدن کودکان خیابانی از نکات برجسته کودکان خیابانی، علل فرارشان از منزل است. از عوامل مهم می‌توان فقر (اقتصادی)، تفاوت شدید طبقاتی و نبود عدالت اجتماعی، نرخ بالای بیکاری، افزایش بی‌رویه جمعیت در محله‌های حاشیه‌نشین شهرها، فقر فرهنگی خانواده‌ها (بی‌ سوادی و کم سوادی)، افزایش نرخ طلاق، اعتیاد، فوت یک یا هر دو والد بر اثر سوانح طبیعی و یا اجتماعی، افزایش بی‌رویه مشاغل کاذب با درآمد بالا، کمرنگ شدن فرهنگ مذهبی و ملی و سست شدن بنیان ارزش‌های اخلاقی و اعتقادی در جامعه را نام برد. در این میان فرار کودکان از خانه با محوریت خانواده نقش اساسی را ایفا می‌کند. عدم به کارگیری راهکارهای تربیتی صحیح و بروز مشکلات متعدد، تبعیض بین فرزندان، کمبود محبت، لوس شدن، تنبیهات شدید فیزیکی، سوء استفاده جنسی، عدم درک حساسیت‌های دوران بلوغ نوجوانی، ترس کودک از حضور در مدرسه، تفاوت سنی فاحش والدین و کودک و نوع ارتباط بین نسلی، مقدار زوجات پدر خانواده، اختلالات روانی، سرقت‌های کوچک و بزرگ در منزل و مدرسه، فقر مادی و فرهنگی خانواده و طلاق، عمده‌ترین مشکلات درون خانواده است. پیامد فرار از خانه و پناه آوردن کودکان به خیابان چیزی نیست جز آغاز سوءاستفاده‌هایی از این کودکان از قبیل: آموزش کودکان و بکارگیری آنان برای حمل و توزیع مواد مخدر و سایر موارد غیرقانونی، آموزش و بکارگیری کودکان برای تکدی‌گری، آموزش و بکارگیری کودکان برای انواع سرقت، جیب‌بری، کیف‌زنی، کیف‌قاپی، خفت‌گیری، کودک‌ربایی و … ، بهره‌کشی و سوءاستفاده‌ جنسی، فروختن کودکان جهت تجارت اعضای بدن، آموزش و بکارگیری در اماکن فساد، فروختن و یا اجاره کودکان به منازل، بکارگیری در مشاغل خدمات پست دست‌فروشی و معرکه‌گیری، از جمله این سوء استفاده‌هایی هستند که آثار مخربی برای سلامت جسمی و بهداشت روانی کودکان خیابانی برجا می‌گذارد. کودکان خیابانی بزودی از حالت کودکی خارج شده و تبدیل به جوان خیابانی میشود. کودکانی که قربانیان شرایط دشوار زندگی هستند. کودکانی که همگی دارای ویژگی خاص مبتلا به فقراند. و در شرایط فقر هر کودکی به کودک خیابانی بالقوه است. کودکانی که در آینده نزدیک صاحب یکی از بانکهای بزرگ با حجم عظیمی از سپرده های ویروس ایدز خواهند شد. کودکانی که به شدت آسیب پذیرند و به یک مقطع که میرسند این آسیب پذیری را به گروهای دیگر منتقل میکنند. دوران کودکی برای هر شخصی مهمترین مقطع زندگی اوست و تمام رفتارها ؛ باورها ؛ ارزشها , عقاید ؛ ترس ها و نفرتها, لیاقتها و … در همین دوران در ذهن او شکل میگیرد و در تمام طول زندگی همراه اوست. خیلی از ماها پس از سالیان دراز هنوز از چیزهایی که در بچگی از آنها میترسیدیم وحشت داریم و آنچنان در ذهن ما جای گرفته که تا آخر عمر دست و پایمان را میبندد و مانند سدی مانع رسیدن ما به آرزوهایمان است.

چاپ >>>ثبت در۹ اردیبهشت ۱۳۹۵

نظـری بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*