خانه » مقالات » حقه های متکدی نماها

حقه های متکدی نماها

شناسه خبر : 1000036

.حقه های متکدی نماها بی گمان، در بین افرادی که تحت عنوان متکدی امرار معاش می کنند، بسیاری از افراد سودجو هم وجود دارند که با تکیه بر احساسات مردم، عملا به اخاذی دست می زنند. با توجه به افزایش روزافزون تعداد متکدیان در سطح شهرها، دیگر تشخیص فردی که واقعا به کمک نیازمند است و فردی که طمع ورزی موجب شده تا به دنبال سود بیشتر باشد، سخت و گاه محال شده است. سر راست تر و خودمانی تر آن که فرق است بین کسی که نمی تواند کار کند و واقعا برای امرار معاش، هیچ راهی جز تکدی گری ندارد؛ با آن کسی که توانایی کارکردن دارد اما نمی خواهد خود را به زحمت بیندازد و به درآمد سهل الوصول تکدی گری عادت کرده است. شرایط زمانی حادتر می شود که درنظر داشته باشیم بسیاری از متکدیان، به انواع مواد مخدر اعتیاد دارند و کمک های مردم را در راه تهیه مواد مخدر صنعتی و شیمیایی هزینه می کنند. همچنین شمار فراوانی از متکدیان نیز به باندهای مختلفی وصل هستند که کاملاً آن ها را سازمان دهی و هدایت می کند. درحقیقت، وجود همه این موانع باعث می شود که انسان در تشخیص نیازمند واقعی از افرادی که با هنرپیشگی می خواهند تنها پولی به جیب بزنند، به راه خطا برود. سمیه کاظم پور، مددکار اجتماعی که روزانه با صدها تن از افراد نیازمند در ارتباط است، در گفت وگو با کیهان از چند خاطره جالب و خواندنی از متکدی نماهای متمول پرده برمی دارد و می گوید:« به دلیل سابقه کار طولانی ام در سازمان های حمایتی، بارها شاهد کلاه برداری های مختلفی بوده ام که از سوی افراد به ظاهر متکدی صورت می گیرد. دریکی از جالب ترین اتفاقات پیش آمده، یک فرد متکدی درخواست حمایت مالی از دولت داشت که در بازرسی های همکاران ما، معلوم شد مالک یک ساختمان سه طبقه است که تنها به اجاره مستاجرهایش قناعت نکرده و طمع ورزی باعث شده بود تا نتواند از سود سرشار تکدی گری بگذرد. البته این تنها یکی از موارد رقت باری بود که با آن برخورده ایم. گرچه بسیاری از متکدیانی که به نهادهای حمایتی مثل کمیته امداد امام خمینی، سازمان بهزیستی، سازمان اوقاف و امور خیریه و دیگر نهادهای غیردولتی و خیریه مراجعه می کنند، واقعا نیازمند کمک فوری هستند اماکم هم نیستند افراد فرصت طلبی که با زبان بازی و نقش بازی کردن، روزگار خود را می گذرانند.» تکدیگری در شهرهای بزرگ این روزها ابعاد پیچیده و سازماندهی شده ای به خود گرفته است کنار جایگاه پمپ بنزین ایستاده اید و مشغول بنزین زدن هستید که ناگهان موتور سواری که تا همین چند دقیقه ای پیش، از گوشه ای شما را زیر نظر گرفته بود، جلو می آید و در حالی که لبخندی بر لب دارد رو به شما می گوید: دو لیتر بنزین به من می دهی؟ در حالی که از این درخواست متعجب شده اید به علامت منفی سری تکان می دهید و او همچنان که زیر لب چیزی می گوید از شما دور می شود و چند قدم آن طرف تر جلوی راننده دیگری را می گیرد و درخواستش را دوباره تکرار می کند. خیلی از رانندگانی که مشتریان دائمی این پمپ بنزین هستند، حالا دیگر مدت هاست این مرد را می شناسند، او که از اولین ساعات صبح تا غروب آفتاب با دبه کوچک سفید رنگی در دست در گوشه ای از پمپ بنزین می ایستد و از دیگران یکی دو لیتر بنزین رایگان می خواهد. هرچند دست او برای خیلی ها رو شده اما اگر با همین شیوه موفق شود روزی چند لیتری بنزین از کسانی که شگرد کارش را نمی دانند، بگیرد باز هم نانش حسابی توی روغن است. نوآوری، لازمه تکدیگری رایج ترین تصویری که از یک گدا به ذهنمان می رسد چیست؟ مرد یا زنی با لباس های کهنه و پاره و سرو ظاهری که بوی نامطبوعی می دهدو انگار هفته هاست رنگ آب و صابون به خود ندیده است و در این حالت دست های سیاه و کثیفش را به سوی عابران دراز می کند؟ یا کودکی با موهای ژولیده و سر و صورتی سیاه که لباس هایی بزرگ تر از اندازه اش بر تن کرده؟ خیر ! این صحنه ها دیگر مدت هاست از مد افتاده است. امروز گدایان شهر ما دیگر با شیوه های ابتدایی و قدیمی تکدیگری نمی کنند. در عصر علم و فناوری همه چیز در حال تغییر است، پس تکدیگری با شیوه های قدیمی نیز دیگر جواب نمی دهد. امروزه دیگر گدایان شهر ما مسافران شیک پوش یک سفر خیالی هستند که بنا به هزار و یک دلیل در راه مانده اند و می خواهند با کمک شما به مقصد برسند. آنها دیگر ظاهر رقتبار و سر و وضع کثیف و آشفته ای ندارند که برای گرفتن سکه ای بی ارزش التماس کنند، بلکه موقر و بی صدا گوشه ای می ایستند و بدون این که با کلمات ترحم انگیز حس انسان دوستی شما را قلقلک دهند، فقط با نگاه، شما را به کمک دعوت می کنند. اگر دست به جیب شوید و اسکناسی بدهید به جای دعاهای رنگارنگ، بسیار رسمی از شما تشکر می کنند. آری گداهای شهر ما و بخصوص متکدیان مناطق شمالی شهر این گونه هستند. برای آنها نوشتن روی کاغذ و گلایه از بیماری صعب العلاج یا گریم صورت و فلج نشان دادن اعضای بدن کاری بی فایده و شاید وقت تلف کنی است که به اعتقادشان این شیوه ها دیگر در شرایط امروز جامعه ما جواب نمی دهد. دیگر مدت هاست شهروندان به کسی که یک نسخه پاره و کثیف به دست می گیرد و به بهانه فقیر بودن به هزار ترفند سعی می کند دل رهگذران را به رحم بیاورد چندان اهمیتی نمی دهد، حتی صلواتی بودن قرآن یا ادعیه ای کوچک هیچ کس را به اشتباه نمی اندازد. امروزه دیگر لباس های کهنه و پاره تن کودک کثیفی که انگار روزهاست رنگ حمام به خود ندیده و با اصرار از شهروندان می خواهد از او آدامس یا فال حافظی بخرند هم دل کمتر شهروندی را به رحم می آورد چه برسد به اسفند دود کردن و تمیز کردن شیشه ماشین های مدل بالا! درآمدهای میلیونی بررسی ها نشان می دهد میزان درآمد امروزه تکدیگری به هیچ وجه با درآمد سال ها پیش متکدیان قابل قیاس نیست و شاید به همین دلیل است که با وجود اقدامات دست و پا شکسته سازمان های متولی ساماندهی متکدیان، روز به روز تعداد آنها افزوده می شود. تکدیگری سالیان پیش با درآمدی که به زحمت روزانه به چند صد تومان می رسید کجا و درآمد روزانه ۵۰ هزارتومان و ماهانه یک و نیم میلیون تومانی متکدیان امروزی کجا! اخبار جالبی که هر از گاهی به نقل از مسوولان مراکز نگهداری موقت متکدیان به گوش می رسد، به نوعی مهر تاییدی بر این واقعیت است، هنگامی که می شنویم در میان متکدیان جمع آوری شده مردی ۳۰ ساله که بشدت بوی تعفن می داده و از درآوردن لباس هایش امتناع می کرده است وقتی با اصرار لباس هایش را عوض می کنند با ناباوری متوجه می شوند این مرد ۷ میلیون تومان پول نقد همراه داشته است! گدایان پیامکی به نظر می رسد با رشد و توسعه شهرنشینی آسیب های اجتماعی در شهرها نیز پیچیده تر می شوند. دیگر دوره ای که گدایان با دست و پای ناقص در گوشه معابر یا پشت چراغ قرمز چهارراه ها نهایت تلاش خود را برای برانگیختن حس ترحم شهروندان به کار می گرفتند، گذشته است. این روزها تکدیگری بویژه در شهرهای بزرگ از جمله در پایتخت هر روز پیچیده تر و شیوه فعالیت متکدیان نیز به روز تر و مدرن تر می شود. به طوری که معاون خدمات اجتماعی سازمان رفاه و خدمات اجتماعی شهر تهران از وجود مافیای تکدیگری در پایتخت خبر داده و می گوید: تعداد زیادی از متکدیان ساعت کار، محل و موقعیت از پیش تعیین شده برای تکدیگری دارند و در ساعت معینی توسط خودروهای سواری جمع آوری می شوند. صرفا جمع آوری این افراد از خیابان ها و معابر شهری و نگهداری موقت آنها در مراکز ویژه نمی تواند مشکلی از معضل متکدیان برطرف کند به گفته سیدصادق اوالی، زمانی که خودروهای ویژه جمع آوری متکدیان در معابر شهر تردد می کنند، متکدیان با استفاده از پیامک یکدیگر را مطلع می کنند و در یک چشم برهم زدن خیابان عاری از متکدی می شود. وی به شیوه جدید فعالیت متکدیان در قالب دستفروشی برای رد گم کردن و عدم شناسایی و جمع آوری آنها نیز اشاره کرده و معتقد است: تکدیگری جرم است ولی دستفروشی به دلیل خلأ قانونی مجازاتی ندارد، به همین دلیل گدایی با فروش فال، گل، تمیز کردن شیشه خودرو، بادکنک و… همراه می شود به نحوی که در بسیاری از موارد متکدی شهروند را با وجود عدم نیاز مجبور به خرید کالا می کند. آنها قانون هم می دانند اما متکدیان شهر ما تنها بازیگران حرفه ای و بااستعداد نیستند، بلکه بررسی ها نشان می دهد اگر امکانات لازم برایشان فراهم می شد آنها حقوقدان های قابلی هم می شدند! مسوولان معتقدند متکدیان به قوانین و مقررات حقوقی آشنا بوده و از خلأ های قانونی آگاهی دارند و همین آگاهی آنها موجب شده که براحتی از زیر تیغ تیز قانون خلاصی یابند. چرخه معیوب ساماندهی کم کاری برخی سازمان های متولی در حوزه آسیب های اجتماعی موجب شده طرح های ساماندهی متکدیان، بی خانمان ها و کودکان کار تاکنون از توفیق چندانی برخوردار نباشد و اگرچه شهرداری تهران به عنوان یکی از ۱۱ سازمان متولی اقداماتی را طی سال های اخیر برای جمع آوری این افراد از سطح شهر انجام داده است، اما کم کاری برخی سازمان ها از جمله بهزیستی در مرحله پذیرش، نگهداری و ساماندهی موجب شده تعداد قابل توجهی از مددجویان پس از مدت کوتاهی از جمع آوری دوباره در سطح شهر رها شوند. مدیرعامل سازمان رفاه و خدمات اجتماعی شهرداری تهران در این باره می گوید: اگرچه سازمان بهزیستی استان تهران با توجه به ظرفیت ها و امکانات موجود نهایت همکاری را با شهرداری تهران دارد، اما واقعیت این است که ظرفیت این مراکز در تهران اشباع شده و از آنجا که بخش قابل توجهی از مددجویان جمع آوری شده از سطح پایتخت شهرستانی هستند، عدم پذیرش این افراد توسط مراکز بهزیستی استان ها موجب شده این افراد پس از مدت کوتاهی مجدد به چرخه بازگردند. محمدجواد روزبهانی به این هم اشاره می کند که کوتاهی برخی سازمان های مسوول در زمینه ساماندهی متکدیان و بی خانمان ها موجب تحمیل هزینه های میلیاردی به شهرداری تهران شده است، به طوری که سال گذشته درمان مددجویان دارای بیماری های خاص که مدت زیادی از رسوب آنها در مراکز اسکان موقت گذشته بود، یک میلیارد تومان هزینه به شهرداری تحمیل کرده است. در حالی که آمارهای موجود بیانگر بازگشت مجدد درصد قابل توجهی از متکدیان پس از مدت کوتاهی دوباره به همان شغل تکدیگری است به نظر می رسد صرفا جمع آوری این افراد از خیابان ها و معابر شهری و نگهداری موقت آنها در مراکز ویژه نمی تواند مشکلی از معضل متکدیان برطرف کند. در کنار این امر، بهبود شرایط معیشتی و امکان ایجاد کار و حرفه برای متکدیان پس از ساماندهی و بازگشت مجدد به جامعه ضرورتی است که نباید از سوی مسوولان و متولیان امر نادیده گرفته شود. البته در کنار این موارد نقش اجتماعی شهروندان را نباید نادیده گرفت؛ شهروندانی که با شناخت این پدیده و برخورد منطقی و صحیح با آن می توانند مهم ترین نقش را در مقابله با سودجویی این افراد داشته باشند.

چاپ >>>ثبت در۹ اردیبهشت ۱۳۹۵

نظـری بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*